سپیدی تو
چشمانم را بر آسمان بسته ام تا ستاره ام را نبينم
نه تاب رفتن
نه ماندن
و نه برگشتن
من پايان مي يابم در اين ترديدها
و تو آغاز مي شوي در نگاه هاي زيباي يك عاشق
تو زندگي ات سرشار از ترنم عشق، به سپيدي و نور
و من هنوز هم دور از دستان تو فقط خاكستري و خاكستري...
نه تاب رفتن
نه ماندن
و نه برگشتن
من پايان مي يابم در اين ترديدها
و تو آغاز مي شوي در نگاه هاي زيباي يك عاشق
تو زندگي ات سرشار از ترنم عشق، به سپيدي و نور
و من هنوز هم دور از دستان تو فقط خاكستري و خاكستري...





